کد خبر: 46103

تاریخ انتشار: فروردین ۲۰, ۱۳۹۹

پسا کرونا وتحولات فرا روی جامعه بین الملل به قلم سید علی مصطفوی

پسا کرونا وتحولات فرا روی جامعه بین الملل     سیدعلی مصطفوی پژوهشگر حوزه مطالعات بین الملل طی یادداشتی آورده است: بی شک یکی از حوزه های کاربردی امروزه در سطوح کلان مطالعات جهان ،حوزه مطالعات آینده پژوهی و استخراج سناریوهای محتمل و قابل وقوع درآینده از دل وقایع حادث شده و یا در حال […]

پسا کرونا وتحولات فرا روی جامعه بین الملل

 

 

سیدعلی مصطفوی پژوهشگر حوزه مطالعات بین الملل طی یادداشتی آورده است:

بی شک یکی از حوزه های کاربردی امروزه در سطوح کلان مطالعات جهان ،حوزه مطالعات آینده پژوهی و استخراج سناریوهای محتمل و قابل وقوع درآینده از دل وقایع حادث شده و یا در حال رخداد می باشد .
از این منظر میتوان با کمک آینده پژوهی واز منظر تحلیل روندها برای دورانی که از آن به عنوان پساکرونا در فضای مطالعات جهان نام برد نیز به رهیافت هایی دست یافت .
هرچند فضای جهانی هنوز در بطن ماجرای کرونا قرار دارد لیکن با تحلیل روندهای یک ماهه اخیر و تحلیل های پیرامونی می توان گزاره های محتمل
الوقوع یا نزدیک به قطعیت را پیش یابی نمود بدیهی است به مواردی که در ادامه مطرح میشوند میتوان مولفه های دیگری افزود و مضاف بر آن نباید از نظر دور داشت که هر یک از این گزاره های مطروحه و پیش یابی شده خود به تنهایی
قابلیت بسط و تحلیل دارند هر مورد می تواند موضوع تحلیلی جداگانه قرار گیرد.
مهمترین گزاره پیش رو پس از فروکش کردن بحران کرونا تحولاتی است که در فضای اقتصاد بین الملل صورت خواهد پذیرفت و از این منظر سه مورد قابل مداقه وتامل می نماید . نخست آن کشورهایی که در پیشگیری و کنترل و یا
درمان موثر این پدیده عالم گیر عملکردی بهتر داشته اند می توانند ازاین فرصت برای پیشبرد و بهینه سازی اقتصاد خود و مبادلات تجاری خود در فضای
بین المللی بهره بیشتری برده و فرصت های جدید بیافریند برای نمونه کشورهایی نظیر تایوان، هند، حوزه آمریکای لاتین و مشخصا چین که این بحران نخست از این کشور شروع و فراگیر شده است. با این استدلال که چالشهای فراروی
کشورهای حوزه اروپای غربی و ایالت متحده آمریکا از قبیل افت شاخص های اقتصادی و رکود فضای کسب وکارهای خرد ومتوسط و بحران در زنجیره تامین ومبادلات تجاری آنها ناگزیر خواهد بود .دوم آنکه با افت چالش برانگیز بهای نفت
برخی از کشورهای عمده در بازار مصرف وخریداران بزرگ حوزه انرژی و بطور ویژه چین هند و کشورهای صنعتی شرق آسیا نظیر ژاپن کره جنوبی سنگاپور ، فرصت خوبی برای بازیابی واستفاده بهینه از فضای پیش روی در جهت ذخیره وحتی پیش خرید نفت و مشتقات آن با قیمت ارزان خواهند یافت.این
مورد می تواند خود موضوعی جامع و فراگیربرای محققان و تحلیگران در حوزه امنیت انرژی باشد.
در درازمدت، این ویروس احتمالا ظرفیت مولد اقتصاد جهانی را، خصوصا با تعطیل شدن کسب وکارها و از هم گسستن افراد از نیروی کار، به طور چشمگیری کاهش خواهد داد.
به اذعان تحلیل گران اقتصاد بین الملل این ویروس علاوه بر اختلال در بازارها، به چالش کشیدن کارآمدی و شایستگی و صلاحیت دولت ها، باعث تحولات عمیق سیاسی و اقتصادی در جهان میشودبا این پیش زمینه که این بحران، شاکله نظام بین الملل را از نو طرح ریزی میکند به نحوی که در فعالیتهای اقتصادی آشفتگی
به بار خواهد آورد و تنش میان کشورها را افزایش خواهد داد .
دومین پیامد وگزاره مهم وقابل تامل در فضای جهانی پساکرونایی بی شک افت
سرمایه اجتماعی و به تبع آن رنگ باختن اعتماد عمومی شهروندان نسبت به
زمامداران و حاکمیتها و تصمیم سازان در کشورهای توسعه یافته بالاخص حوزه اروپای غربی وایالات متحده به عنوان داعیه داران زعامت وراهبری دیگران در عرصه جهانیست.بدین معنا که اینان همواره سیستم سیاسی واجتماعی خود را الگویی برای جهانیان در اکثرحوزه هاازجمله پیشرفتهای علمی حوزه سلامت
الگوی زیست اجتماعی مدون ومدرن ویکپارچه باقابلیت الگوسازی وتعمیم به دیگر ملل و تمدنها تلقی و وانمود می کردند واز این منظریکی ازالزامات
فرایندجهانی شدن رای یکپارچگی وهمسان شدن فرهنگها بامحوریت فرهنگ وتمدن بلوک غرب می انگاشتند.چنانکه واکنشهای کند وعملکردهای باری به هرجهت
آمریکا ودولتهای اروپایی در هفته هآی آغازین شیوع بحران و از دیگرسو،واکنش مناسب و عملکرد بسیار خوب دولتهای سنگاپور وکره جنوبی و
روسیه وهمچنین واکنش بسیار مناسب چین وایران به رغم اشتباهاتی که در آغاز
شیوع بیماری داشتند، تا انتقال قدرت و نفوذ از جهان غرب به شرق شتاب یافته و در مقام مقایسه، از غرب جز هاله ای و نام و نشانی باقی نماند.این فرایندبه روند دگرگونی که مدتهاست شروع شده است سرعت میبخشد: عبور از جهانی شدن امریکایی به جهانی شدن با مرکزیت هرچه بیشتر چین چندان دوراز انتظار نخواهد بود. با این مفروضات عملکرد شهروندان وهمچنین به طور ویژه تر سیاستمداران و دولتمردان غربی در قیاس با دیگر ملل ودولتهای جهان تاکنون کارنامه قابل قبولی در اذهان عمومی جهانیان به جا نگذاشته است.آنچه در دیگر
فرهنگها از ان به عنوان زیست جمعی وامنیت وسلامت برای همه وایثار و چالش برای کمک به دیگران ونجات همگانی چه در سطح مردمی و چه درسطح دولتها از آن نام برده می شود در حوزه جمعی وتمدنی غرب تاکنون در اغلب موارد
بالعکس بوده وجای خود را به چالش برای تنازع بقا داده است .نگاهی به غارت
فروشگاهها و ملزومات بهداشتی وپیشگیری توسط شهروندان ودر سطح دولتها متهم کردن همدیگر به سرقت ماسک ها ولوازم پزشکی توسط دولتهای غربی
شاهدی براین مدعاست.
از این منظر همگرایی وانسجام واتحاد بیشترچه در سطح داخلی وچه در سطوح
منطقه ای برای کشورهای خارج از حوزه تمدنی غرب وکشورهای درحال توسعه وتقویت ملی گرایی در این کشورها ودر نقطه مقابل آن واگرایی وعدم
اعتماد در سطوح داخلی وخارجی برای کشورهای حوزه تمدنی غرب وبالاخص
ایالات متحده وهمپیمانانش گزاره ای قابل پیش بینی نزدیک به وقوع به نظر می رسد. به عقیده ریچارد هاس از تحلیلگران عرصه بین الملل این بحران موجب وخیم تر شدن سطح روابط چین و امریکا، و تضعیف فرآیند همگرایی اروپا خواهد شد. اما وجهه مثبت این بحران، این است که ما در آینده شاهد بهبود و تقویت بهداشت
عمومی و جهانی خواهیم بود .نباید از نظر دور داشت که به اعتقاد برخی تحلیلگران، جهان غرب و به طور اخص ایالات متحده امریکا دو گزینه پیش روی خود دارند: اول اینکه اولویت نخست خود را صیانت از سروری و آقایی خود بر جهان قرار داده و در یک نزاع اقتصادی، سیاسی و ژئوپلتیکی با حاصل جمع صفر با چین واردشوند ویا اینکه از در همکاری وتعامل معقولانه باچین وارد شوند ودرجهت کاهش تنشهای وبحرانهای داخلی خود گام بردارند.
اگرچه انتخاب معقول تر ، همکاری با چین وکاهش تنشهای اقتصادی ،تجاری
وسیاسی است اما با توجه به فضای مسموم سیاسی که در امریکاوبرخی دولتهای
غربی علیه چین وجود دارد این انتخاب کمرنگ تر می نماید .
سومین پیامد که به نوعی می تواند ماحصل دوگزاره اصلی ذکر شده پیشین قلمداد گردد.وقوع بحرانها ونارضایتی های اجتماعی و صنفی در مقطع زمانی پسا کروناست.این موضوع کمابیش و باشدت و ضعف متفاوت می تواند برخی
کشورها را به خود درگیر نموده ودر مواردی می تواند زمینه ساز وقوع وبروز چالشها وبحرانهای امنیتی در حوزه امنیت ملی و داخلی کشورها باشد .شکی نیست که شدت ودرجه وقوع این بحرانهابه توان مدیریتی وراهبردی وبرنامه ریزی
تصمیم سازان در کشورهای مختلف و نوع مواجهه آنها با فضای کرونا وپس از کرونا بستگی خواهد داشت.به عبارت دیگرآن دسته از رهبران سیاسی که بتوانند این ویروس را مهار کنند، در نزد مردم خود از سرمایه سیاسی واجتماعی
بهره مند میگردند.
آنچه نباید از نظر دورداشت لزوم تقویت مقتضیات زیست جمعی و همبستگی
اجتماعی وانسجام ملی و اعتمادسازی ازسوی هیات های حاکمه کشورهای مختلف
درگیر با این بحران به عنوان گزینه راهگشا وراهبردی در کنترل وتخفیف پیامدهای اقتصادی ،اجتماعی وامنیتی دوران پس از کروناست.
همانگونه که در ابتدای نوشتار اشاره شد به این مواردمی توان گزینه های دیگری نیز اشاره نمود وهچنین هرکدام از این گزاره های ارائه شده قابلیت بسط
وتعمیم وتحلیل مضاعف خواهد داشت.

 

انتهای پیام /برزین آراسته

ارسال دیدگاه

اخبار استان