بسمه تعالي ‎« راي آزمايشگاه عمومي سياست است » ‎نظر به اينكه اندك اندك به سيزدهمين دور انتخابات رياست جمهوري و ششمين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا و بعضاً در حوزه هايي به انتخابات ميان دوره اي مجلس يازدهم شوراي اسلامي نزديك مي شويم ، بنابريان بحث درخصوص انتخابات و فرآيند صحيح برگزاري آن […]

بسمه تعالي
‎« راي آزمايشگاه عمومي سياست است »


‎نظر به اينكه اندك اندك به سيزدهمين دور انتخابات رياست جمهوري و ششمين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا و بعضاً در حوزه هايي به انتخابات ميان دوره اي مجلس يازدهم شوراي اسلامي نزديك مي شويم ، بنابريان بحث درخصوص انتخابات و فرآيند صحيح برگزاري آن خالي از لطفا نيست . قداست و فصل الخطاب بودن راي اهميت فراوان براي نهاد دموكراسي دارد . خوشبختانه رهبران جمهوري اسلامي هم به اهميت وافر راي براي ثبات و استمرار حكومت بارها اذعان نموده و به اين موضوع وقوف كامل داشته و دارند . چنين ديدگاهي اهميت فراواني از ديدگاه حكمراني مطلوب دارد :
‎اولاً راي نه تنها معيار نهايي براي رقابت هاي انتخاباتي در سطح ملي است بلكه معيار نهايي در تصميم گيري ها است .

‎ثانياً راي به مثابه ي معيار نهايي درحكمراني مطلوب ، لوازم و الزامات بسياري دارد . راي تنها دارايي و سرمايه شهروندان درحوزه سياست است و تحليل اين نكته مهم است كه شهروند در چه شرايطي حاضر است اين تنها دارايي خود را هزينه يا به امانت سپارد.

.
‎در اين مقال ضمن پرهيز از اطناب ممل و ايجاز مخل ، سه اصل كه در هر كجاي جهان راي دادن برآنها استوار است را بيان و مختصراً شرحي موجز تقديم مي شود . به طور خلاصه ، هرگونه راي دادن در هركجاي جهان باشد بر سه اصل استوار است :

‎۱-       اصل اختيار در انتخاب
‎۲-       اصل اعتماد به فرآيند انتخابات
‎۳-       اصل سودمندي نهاد يا فرد منتخب براي راي دهنده

‎باتوجه به اين سه اصل ، فردي كه حق راي دارد ممكن است درهر انتخاباتي يكي از گزينه هاي زير را برگزيند :

‎الف- راي ندهد : به تعبير برخي راي پژوهان ، كسي كه انتخابات را تحريم مي كند و شركت نمي كند در حقيقت به طور وارونه راي خود را داده است و بايد برگ راي نامرئي او را به شمار آورد و ديد به چه چيزي راي داده است . نداشتن انگيزه ، بي فايده بودن انتخابات ، اعتماد نداشتن به فرآيند راي و حتي عدم اعتماد به كانديداها و غيره . به هرحال راي همانند هر عمل ديگر دو وجه دارد :

‎۱-       اقدام به انجام دادن راي
‎۲-       تصميم به ترك آن

‎ترك راي نيز خود به نوعي راي دادن است (راي دادن به راي ندادن) . بدين سان ، منطق راي حكم مي كند كه به موازات شمارش آراي داده شده ، آراي داده نشده نيز شمارش شود و تعداد آنها را شمارش كرده و مطالبات و نارضايتي ها را ارزيابي كرد . به هر حال ناديده گرفتن آراي داده نشده از جمله آفات حكمراني مطلوب است كه به ناگزير بر بنياد راي استوار است .

‎ب – راي مصلحتي : شهروند ، به اعتبار برخي ملاحظات خارج از منطق راي ، در انتخابات شركت كند . دراين فرض راي دهنده نه با انگيزه تاثيرگذاري ، بلكه از باب تكليف و يا محاسبه ي مصالحي چون از دست ندادن موقعيت و غيره راي مي دهد . مهم نيست به چه كسي يا برنامه اي راي مي دهد ، بلكه صرفاً       مي خواهد جزء تحريم كنندگان نباشد وعوارض آن را به جان نخرد . اين پديده از آفات پنهان راي گيري است كه در ظاهر آمار راي را افزايش مي دهد ، اما ارزش معيار آن را كاهش مي دهد و يا فرو مي پاشد .

‎ج – انداختن راي باطله : راي باطله حاكي از اعتراض مدني با استفاده از قواعد دموكراتيك و فرصت انتخابات است . راي دهنده معترض ، بجاي آن كه حاشيه گزيند و خود را از گردونه انتخابات دوره نگهدارد ، مي كوشد از فرصت راي گيري استفاده كند و با ابزار راي ، حضور اعتراضي يا انتقادي خود را نشان دهد و صداي خود را ، ولو خرد وكم اثر ، به اكثريت برساند . راي باطله گواه نارضايتي است و اين مفهوم را دارد كه راي دهنده يا كانديداها را مطلوب نمي داند يا اعتماد به فرآيند انتخابات و نتايج آن ندارد .

 

‎در كل ، منطق راي ايجاب مي كند هر آنچه بر آزادي ، اعتماد و بهره مندي راي دهنده از دادن راي ضربه مي زند به دقت كاوش و ترميم شود . اين تنها  راهي است كه مي تواند شهروندان را از يگانه دارايي سياسي خويش نااميد ننمايد و افراد منزوي و معترض را دوباره به كنشگر تبديل و آنان را وارد فرآيند عمل سياسي در سطح ملي كند . راي ابزار روئيت پذيري مخالفان و منتقدان است و مانع از تبديل اعتراضات به             جريان هاي زيرزميني و محافل مولد خشونت مي شود .

‎راي آزمايشگاه عمومي سياست است . احترام راي آنگاه حفظ مي شود كه فرآيند انتخابات از همه آسيب ها مصون باشد .

‎درپايان رجاء واثق دارد مجموعه نهادهاي تصميم گير درون حاكميت خاصه وزارت كشور ، شوراي نگهبان ، وزارت اطلاعات و . . . در انتخابات ۱۴۰۰ آنگونه تصميم گيري نمايند كه اولاً همه سلايق و افكار كانديداي خود را داشته باشند ثانياً متوليان مسئول اخذ شمارش آراء امين و مورد وثوق مردم باشند ثالثاً نهادها و متوليان تصميم گير بي طرفي خود را عملاً به اثبات رسانند تا انتخابات پيش رو كمترين آراي باطله و مصلحتي را داشته باشد و شهروندان با انگيزه مضاعف در انتخابات شركت كنند .

‎رابعاً ترتيبي اتخاذ تا عملاً انتخابات رقابتي شود و صرف اجازه ورود چند نفر به انتخابات بعنوان كانديداها انتخابات را رقابتي نخواهد كرد . انتخاباتي رقابتي است كه كانديداها و احزاب به تساوي بتوانند از امكانات تبليغي موجود بهره برده و مهمتر اينكه بجاي حضور چندشخص مختلف بعنوان كانديدا ، چند فكر و سليقه متهافت مجوز ورود به عرصه رقابت انتخابات را از مسئولين امر دريافت نمايند و با معرفي افكار و ايده ها ، خود را در معرض قضاوت و انتخاب شهروندان قراردهند .

‎اميد است با استعانت از خداي سبحان شرايط و لوازمات انتخابات ۱۴۰۰ به نحوي فراهم گردد كه شهروندان ترغيب و تشويق شوند بجاي راي باطله يا راي ندادن يا راي مصلحتي ، انتخابي آگاهانه داشته باشند و به كانديداي مورد اعتماد خويش راي دهند . تذكار اين نكته را هم لازم مي دانم كه با توجه به اينكه اكثريت مجلس شوراي اسلامي با نمايندگان جريان فكري موسوم به اصول گراست ، حاكميت نبايد در فكر همگن و هماهنگ كردن قوه مجريه با قوه مقننه باشد چرا كه تجربه سالهاي ماضي ظهور در ناكارآمدي و غيرموثر بودن اين تاكتيك دارد و تضادهاي معنادار كم عمق في مابين قوه مقننه و مجريه مي تواند شكوفايي ، رشد و توسعه را در پي داشته باشد .

‎هاشم پوران فرد
‎دانش آموخته حقوق و علوم سياسي